مفضل بن سعد مافروخى اصفهانى ( مترجم : حسين بن محمد آوى )

83

محاسن اصفهان ( فارسى )

الدّين محمّد ديلم دستجردىّ الاصفهانى كه در اين روزگار ، ركنى از اركان اصفهان است ، و بزرگى از بزرگان ديوان آن ، پيوسته آثار صلاح كار ولايت ، و خفض جناح ترفيه رعايا ، و امن اهالى و استقامت امور در نواحى و حوالى ، از نواصى اقوال و افعال و حواشى احوال و افعال او واضح و لائح ، و اعاظم اصحاب ديوان بزرگ و حكّام و عمّال و امراى ديوان اصفهان ، سداد قول و صلاح فعل او را هرچه تمام‌تر نهاده ، و در كلّى و جزيى واقع ، و حادث ابواب مصالح و مهمّات ولايت ، و مناجح و ملتمسات رعايا ، و خير و شرّ عموم قضايا ، استشارت با او بعد از اعتماد به بشارت ائتمان ، مقرون گردانيده ، در حيّز صواب و محلّ قبول آورده ، هم در اين ملك و هم در اين ولايت ، و هم در طرف بحرين و از آن جانب هرموز و جزاير بحار كه هميشه محط رحل و مناخ مطاياء آبا و اجداد صالح نيكو نام و اخوان و متعلّقان او بوده و هست ، جهت سفر دريا در اين وقت به يكى از سلاطين آن‌جا بر سبيل هديه و طريق تحفه ، شاشى اصفهانى فرستاد ، بيست و چهار گز طول آن ، و عرض ، دو گز و نيم ، در وزن ، هفت مثقال . شهرى را كه كم‌ترى متاع - به اتّفاق روى زمين - از اين دست باشد ، و قيمت ، بدان مبلغ رسد ، چه جاى مصر و روم و حرير و كتان و بحرين و عمان ، و لؤلؤ و مرجان ، و لعل و ياقوت و بدخشان و كان ، حاصل مال اجارت از اين بازار ، هر سال مبلغ چهل هزار درم است بيرون از تكلّفات عمّال ، و توقّعات حمّال ، و مرسومات حرّاس ، و وظايف سقّا و سرقفلى سرادار . در اوّل حال كه هنوز سكنى آن به كمال ظهور نپيوست ، و از كمال خاصيت اين بازار ، و فضيلت قيمت و قدر او آن‌كه بنيادى از اين دست ، و وضعى از آن روى كه مسطور گشت ، از حكم تقدير مقدّران آسمانى ، و چابك‌دستى مهندسان لامكانى ، به مدّت چهار ماه متواتر متوالى ، به كمال عمارت پيوست ، و در آخر ماه چهارم ، چون فلك هفتم به نجوم اصناف تجارت ، و ارباب صناعت آراسته ، هريك به شغل و عمل خويش فارغ و خوش‌دل بنشست ، از قدرت قدر و نفاذ امر ، واضع و بانى آن ، امير اعدل اعظم ، سپهدار ايران ، لشكركش توران ، مظفّر الدّين شيخ علىّ بن المرحوم الامير محمّد بن كراى ايداجى ، نبيره و سبط دو ملك افروز ارغون آقاى و نوروز ، چنان‌كه شاعر فاخر فاضل سعيد هروى گويد ،